سدٌي به نام اصلاح طلبان

از بعد از وقايع سال گذشته و رفتارها و موضيع گيري هاي يكجانبه اي كه از سوي صدا و سيما پخش مي شد،بسياري از مردم،و از جمله خود بنده،عطاي تماشاي برنامه هارا به لقايش بخشيديم و آن را از سبد مصرف خانگي به عبارتي حذف كرديم،اما با گذشت زمان و افزوده شدن تجربيات و گرم و سرد چشيدن روزگار،به اين نتيجه رسيدم براي دريافت ديدي وسيع تر،تحليلي جامع تر و اتخاذ تصميم هايي با درصد خطاي پائين تر،مي بايست كمي از شعله احساسات كاست،و با سعه صدر بيشتر كمي از اين برنامه هاي به اصطلاح روشنگرانه و در عين حال آزاردهنده را ديد،اينكه آنها چگونه فكر مي كنند،چگونه اقدام مي كنند و چگونه آنچه را كه مي انديشند در مقابل مردم به اجرا مي گذارند.و اين داستان ادامه پيدا كرد تا برنامه «ديروز،امروز ،فردا» شب گذشته كه با حضور آقايان صفار هرندي و پناهيان برگزار شد.اگرچه ابتداي اين برنامه مانند سايربرنامه هايي از اين دست با ناراحتي و تحريك اعصاب و روان بيننده هايي چون من شروع شد،اما در انتها آنچه كه برايم باقي ماند،لبخندي بر لب بود.لبخندي كه به گمان من شايد اكثر آنها كه مانند من فكر مي كنند به آن دست يافتند.

و اما قصد من از پرداختن به اين موضوع و بررسي آن ،برشمردن نكاتي است كه به نظر مي رسد بايد يادآور شد.و از آنجايي كه حيطه هاي گوناگوني را در بر مي گيرد در چند قسمت به آنها خواهم پرداخت.پيشاپيش از طولاني بودن اين نوشته عذر مي خواهم.

1)قسمت اول را به برادران ارزشي و اسلامي اختصاص خواهم داد.برادران مسلماني كه فرياد وا اسلاماي آنان گوش فلك را پر كرده است، آن قدر كه ديگر هيچ صدايي را نمي شنوند.نمي دانم چه تناسبي مي توان يافت بين حكومتي كه حاكمانش داعيه حكومت بر اساس مكتب علي را دارند،راه و كلام كسي را مدام فرياد مي كنند كه در اوج وقايع جنگ تحميلي براي كرامت و پاسداشت حرمت انساني،فرمان 8ماده اي را صادر مي كند،با سيستمي كه مدام انسانهاي مختلف را بنابر صلاحديد و مصلحت خود،اتهام مي زنند،محاكمه كرده و در نهايت حكم صادر مي كنند بدون آنكه در صحنه اي از اين دادگاه نمايشي،حضور داشته باشند.سوال مي كنم چه تناسبي بين خود،شيوه و اعمال و رفتار خود با آناني مي زنند كه ما آنها را به گونه اي ديگر يافتيم؟يكي دو مورد از اين نقاط اشتراك را اگر براي تنوير افكار تاريك من عنوان كنند،شايد از هدايت شدگان شويم.

اصلاً دين را به كنار مي گذارم،وجدان و اخلاقيات را عنوان مي كنم،به نظر شما صحبت از انسانهايي كه هيچ مجالي براي دفاع از خود به آنها داده نمي شود،اخلاقي است؟انساني است؟باز هم گيرم كه درست،اين كار شما بر مبناي اخلاقيات هم درست است،از روزي كه من به ياد دارم،ضرب المثل معروفي در گوشم اينگونه نجوا مي شد كه «يك طرفه به قاضي نرو»،حال اين سوال را دارم،با پخش چنين برنامه هايي سعي بر اين دارند كه من نوعي قضاوت كرده و بين دو گروه كه يكيشان مدام صحبت مي كند و گروهي كه هيچ وقت نديدمشان،هيچ دفاعي از آنها در اين برنامه ها نشنيده ام،قضاوت كرده و انتخاب كنم.

گيرم كه كارتان اخلاقي ،گيرم كه من هم اين سخنان را ديدم و باور كردم،گيرم كه پذيرفتم و انتخاب كردم،اما به نظر شما،شمايي كه بناي آگاهي من را داشتيد،در صورت مشاهده اولين تناقضات به يكباره تمامي اين باورها فرو نخواهد ريخت؟امروز مرا سرگرم كرديد و به سوي خود كشانديد،اما اگر روزي خود به تناقضات صحبت هاي شما رسيدم،آنگاه چه خواهيد كرد؟با انبوه سوالهاي بي جواب من چه خواهيد كرد،درست است كه ديوار حاشا بلند است،اما اين را هم از قديم گفته اند: خشت اول چون نهد معمار كج،تا ثريا مي رود ديوار كج!گفتن از ما بود.

2)روي سخن دوم من به دوستاني است كه تنها منبع خبري شان اين رسانه است و بس.و البته نيز مي دانم نوشتن اين قسمت هم شايد هيچ گاه توسط اين دسته از آدم ها خوانده نشود.اما نمي توانم از آن بگذرم.احتمالاً در اطراف همه ما چنين آدم هايي،هرچند اندك و قليل وجود دارند.به خوبي به ياد دارم،انتخابات 84 و منابع كسب خبري آن روزها را.شايد اگر اين رسانه تنها منبع شناخت نبود،شايد اگر آن روزها هم عرصه مجازي و حقيقي فعال بود،امروز در چنين شرايطي نبوديم كه هستيم.در هر حال فقط اين را به اين دوستان مي گويم كه اگر به واقع از درست بودن راه و كردار خود اعتقاد دارند،از خواندن و شنيدن صحبت هاي انسانهايي كه در عرصه عمومي حق صحبت كردن و يا دفاع از خويش ندارند،واهمه نداشته باشند.مانند آنها نباشند كه روزهاي انتخابات 88،زماني كه تبليغات آماري،تناقضات را به آنها عرضه مي كرديم از قبول و خواندن آن سرباز مي زدند ،شايد كه دچار تزلزل شوند!به دنبال كسب خبر،شنيدن و خواندن باشيد،در بي خبري ماندن و بر يك عقيده استوار ماندن،به بهانه حزب باد نبودن،و لجاجت و پافشاري بر راي خود،سخني است كه به نظر مي رسد از انديشمندي به دور است.

3)و اما قسمت سوم سخن من،خاتمي و سخنان جناجال برانگيز او است.كسي كه شب گذشته به راحتي بارها و بارها از طرف او نقل قول هايي عنوان شد،محاكمه شد،و در انتها با حكمي صادر شد كه نه تنها خودش كه هيچ هيئت منصفه اي هم براي دفاع از او وجود نداشت.نه تنها او كه براي مردمي كه آقاي صفارهرندي از قول آنان سخن مي گفت.سخن از معذرت خواهي و اظهار ندامت.اما آنچه كه سوال است،اين است كه مگر خاتمي چه گفت كه اين چنين بازخوردي را به وجود آورد؟در پس خواسته هاي سه گانه خاتمي كه به عنوان پيش شرط هايي براي حضور در انتخابات هاي آينده عنوان شد،چه مسائلي بود كه اينگونه عكس العمل در مقابل آن به وجود آمد؟

اولين پاسخي كه شايد بتوان به اين سوالات داد،اين است كه صحبت هاي خاتمي،به نوعي تمام آنچه را كه در طي اين يك سال و نه ماه سعي در انجام آن شده بود را نقش بر آب كرد.با رفتارها و مقابلاتي كه با طيف اصلاح طلب در طي اين دوران انجام شد،اين نكته بر همگان آشكار شده بود كه همه اين تلاش ها در جهت كاستن و البته محو اصلاح طلبان در ساختار قدرت سياسي است و فعاليتهايي كه در پوشش مقابله با فتنه 88 انجام مي شد،همگي به صورت غير مستقيم به دنبال ايجاد بستر در اين رابطه برشمرده مي شد،كه به راحتي و طي يك فرايندي كاملا غير محسوس ،جرياني از صحنه سياسي كشور خارج شود.اما سخنان خاتمي در اين گير و دار،به مانند توپي شد كه به زمين حريف انداخته شد.اتمام حجتي آشكار و علني،در مقابل نقشه اي كه با چراغ خاموش در حال اجرا بود.اينكه بعد از اين همه تبليغات و بازي ها،هنوز اصلاح طلبان داراي قدرت و جايگاهي هستند كه به ايراد اين سخنان مي پردازند،شوك بزرگي را به جناح حاكم وارد آورد.در حاليكه افرادي چون ميرحسين موسوي،از دايره قدرت و نظام به بيرون ،خوانده شدند،خاتمي به عنوان نماينده اصلي جناح اصلاح طلب،همچنان با داشتن جايگاه و شان يك مهره اصلي،عهده دار نقش اصلي اين جناح محسوب مي شود.فردي كه طرد و رد آن در عرصه فعاليت هاي سياسي ،موجب بروز مسائلي در اذهان جامعه ايران خواهد شد كه كسي را ياراي پاسخ گفتن بر آن نيست.خاتمي ،با اعلام اين پيش شرطها،بيش از پيش فضا را به سمتي حركت داد كه هرگونه عكس العمل و واكنش در برابر آن،به سود جريان اصلاح طلب تمام خواهد شد.چه بسا كه نمونه اش را در شب گذشته شاهد بوديم.شايد در قدم هاي نخستين و با توليد چنين برنامه هايي سعي در انحراف افكار عمومي برده شود،اما در دراز مدت و وقوع حوادثي در آينده كه تا حدي قابل پيش بيني است،نتجه معكوس را براي جناح انحصار طلب به دنبال خواهد داشت.

4)و اما آخرين بخش كه روي به سوي دوستان هم انديش ام دارد:وقايع و حوادث،گويا به سمتي در حال جريان دادن است كه در حال آماده كردن زمينه در مغالطه كاري هاي افراطي است.اگر اين اخبار را در كنار هم قرار دهيم،تا حدي شايد بتوان برنامه هايي را كه در شرف اجراست حدس زد.فضا در حال برده شدن به سمت و سويي است كه توام با تحريك احساسات،عصبانيت،برانگيختن عكس العملهاي سريع و بدون تدبر ودر نهايت بهره گيري از آب گل الود است.اين روزها حواسمان بايستي جمع باشد.

دیدگاهی بفرستید یا یک دنبالک بگذارید: آدرس دنبالک.

دیدگاه‌ها

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.